داستان پول خواهی فضیلت و بچه هایش ایسه و هازان. هازان، عاشق سینان خراب شده و پس از تلاش - از برادرش یاگیز متنفر است. بنابراین، در حالی که یاگیز عمیقاً عاشق او، یک عشق ممنوعه، می شود، هازان عشق واقعی را از infatua خواهد آموخت...
فاطماگل، یک دختر روستایی شاد و ساده، توسط 4 مرد جوان مست و ثروتمند مورد تجاوز قرار می گیرد، سختی های شدیدی که او با آن مواجه می شود و مجبور می شود با یک متجاوز ازدواج کند و پشیمانی شدیدی که دیگران از بی عملی آنها در هنگام نقض بی گناهی احساس می کنند، باعث می شود...
یاش، یک بیوه ثروتمند با دو دختر، با آرتی ازدواج می کند که از ازدواج قبلی خود یک پسر دارد. هر دو نفر در تلاش دوم خود برای شروع سفر زناشویی با فراز و نشیب های زیادی روبرو می شوند.
مرد ثروتمندی به نام عدنان با بیهتر که از او کوچکتر است ازدواج می کند. عشق ممنوعه سمی بین بهلول برادرزاده عدنان و بیهتر که در همان عمارت زندگی می کند آغاز می شود.
وقتی برادر دفنه بدهکار می شود و اسیر می شود، دفنه مجبور می شود در ازای پول پیشنهادی را بپذیرد. او باید کاری کند که عمر، یک طراح کفش ثروتمند که صاحب یک شرکت است، عاشق او شده و با او ازدواج کند.